حبیب آقا، نه کافه رفته است، نه کتاب خوانده است و نه سیگار برگ برلب گذاشته و نه کلاه کج بر سر.
نه با فیلم تایتانیک گریه کرده است و نه ولنتاین میداند چیست.
اما صدیقه خانم که مریض شد، شبها کار میکرد و صبحها به کار خانه میرسید.
در چشمانش خستگی فریاد میزد، خواب یک آرزو بود.
اما جلوی بچه ها و صدیقه خانوم ذره ای ضعف بروز نمیداد. حبیب آقا عشق را معنا میکرد، نمایش نمیداد
برچسبها:
Links
تبادل لینک
هوشمند
برای
تبادل لینک
ابتدا ما را با
عنوان کلبه
تنهایی من
و آدرس
rouzeghar-talkh.LXB.ir
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.
Other
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
<-PollItems->
<-PollName->
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 1
بازدید هفته : 9
بازدید ماه : 9
بازدید کل : 45497
تعداد مطالب : 44
تعداد نظرات : 9
تعداد آنلاین : 1
قالب وبلاگ
گالری عکس
ایران دوست
قالب وبلاگ
گالری عکس
قالب وبلاگ
گالری عکس
ایران دوست
قالب وبلاگ
گالری عکس
چت روم | قالب وبلاگ
دانلود رایگان گالری عکس
قالب وبلاگ
گالری عکس